تبليغاتX
حرف‌هائی به‌رنگ سکوت - سرگیجه انتخابات

دیدن این صف‌های طولانی و بی‌سابقه نوید از رخ‌دادن تغییر و اتفاق مهمی می‌دهد. ما حدود ساعت سه بعدازظهر رفتیم و تا پنج هم طول کشید. ولی از صبح توی فیس بوک و سایت‌های مختلف خبر از کارشکنی‌ها و اتفاقات عجیب و غریب را خوانده بودیم. همه یک‌جوری ترسیده بودیم که یعنی دارد یک اتفاق مهم می‌افتد. از دیشب که شبکه اس‌ام‌اس کلا قطع بود. موبایل به‌سختی می‌گیرد. خیلی از سایت‌ها هم که بالا نمی‌آید. سرعت اینترنت هم که در حد توابع ورامین است.

توی صف کسانی بودند که بعد از انقلاب برای اولین‌بار رای می‌دادند. یا فقط یکی دو دوره خاتمی رای داده بودند وحالا فهمیده بودند که چه اشتباهی کردند و آمدند برای جبران شاید. کسی از صف‌طولانی و آفتاب تیز نمی‌نالید. ماشین‌هایی که رد می‌شدند، می‌گفتند که مسجد آن‌طرف پل صدر خلوت است و کسی نیست، خب بروید آنجا. ولی کسی از جایش تکان نمی‌خورد. در دل لعنت‌شان می‌کنم که مردم را حتی به مساجد هم بی‌اعتماد کرده‌اند!

اگر تا دیروز طرفداران میرحسین را می‌شد با نشانه‌های سبز شناخت؛ امروز با خودکارهای در دست‌شان آمده بودند که عدم اطمینان و بی‌اعتمادی خود را به این دولت به‌رخ بکشند. و جالب این‌که همه در صف خودکار داشتند!همه هم حواس‌شان بود تا بهانه دست کسی ندهند و بی‌هیچ نشانه ونمادی آمده بودند. با تمام خلق و خوی مدنیت و شهروندی!

صبح بچه‌های برای همدیگر پیغام می‌گذاشتند که دارند می‌روند و رای سبز خود را به صندوق بسپارند. می‌روند برای آینده خود و فرزاندشان به امید و آرامش رای دهند. از شادی و حس خوبی می‌گویند که چه‌قدر متظرش بودند و لحظه‌شماری می‌کردند. همه شاد و خوش و نغمه‌زنان از سراسر جهان ساعت به ساعت و با اختلاف زمان خبرهای خوب می‌دادند.

اما چند ساعت بعد ...

غروب خبر از درگیری و گروگان‌گیری و حمله لباس‌شخصی‌ها و زد و خورد و گازاشک‌آور و ... به ستاد میرحسین در قیطریه می‌رسد. عکس‌ها و دیده‌ها و شنیده‌ها حاکی از همکاری ضمنی نیروی انتظامی با آنان و فراری دادن عمدی آنان. بچه‌ها ترسیده‌اند و می‌لرزند و گریان هستند. همه می‌دانیم که شب راحتی نخواهیم داشت و این شب آبستن حوادثی خواهد بود. محال است تا صبح خواب به چشم‌مان بیاید.

هنوز ساعت ده و یازده نشده که خبرگزاری‌های وابسته و دولتی خبر پیروزی بلامنازع این مردک را می‌زند. صندوق‌ها سر از ناکجاآباد وزارت کشور در می‌آورد. خبرهای ستاد ولی چیز دیگری می‌گوید.... مردم نگران هستند و شاکی؛ نمی‌گذارند رای بدهند.

نکند واقعا از چند روز قبل دارند آرا را می‌شمارند؟؟؟

خدا از شما نگذرد که حتی چندساعت هم نگذاشتید شادی حضور را بی ترس و واهمه بچشیم!

 تا صبح چه خواهد شد...

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 11:50 PM توسط هدی نجفی