آقای میر حسین موسوی من با تمام وجودم میخواهم به شما رای بدهم. چون نمیخواهم به کس دیگری رای بدهم. من میخواهم تمام تلاشم را بکنم که او باز رای نیاورد. او که مسبب بسیاری از سختیهای این چهار ساله اخیر من و بسیاری مردم است. آقای موسوی من به شما رای میدهم چون شما را به خواستهها و آرمانهای خودم نزدیکتر میبینم تا دیگران. چون احساس میکنم همان اندک برنامههای شما قابل اجراتر است تا برنامههای چند منی دیگران. به شما رای میدهم چون از رای ندادن چیزی نصیبم نمیشود جز تداوم بدبختی و بزرگی رذالت و حقارت او بر ما. میخواهم رای بدهم و به آنهایی که رای نمیدهند و دلسرد شدهاند فقط میخندم و برایشان متاسفم.
این اولین دوره است که احساس میکنم باید همه رای بدهیم و او را که نمیخواهیم از بالا به پائین بکشانیم. من به شما رای میدهم چون نمیخواهم یک آدم حقیر و کوچک نماینده من و ملتم در دنیا باشد. چون نمیخواهم تمام دنیا مرا و نام کشور مرا با نام و منش و با سیاستها و کوچکی او قرین بدانند و یکی کنند. چون نمیخواهم خودم و دوستانم به هر ضرب و زوری شده پی زندگی بهتر از ایران فرار کنیم. من به شما رای میدهم چون نمیخواهم باز هم چهار سال خفت و خواری و مرارت را به جان بخرم. چون نمیخواهم فریب و دروغ و عوامفریبی بیش از این در روح و روان مردمان سرزمین من نهادینه شود و مردم را کرخت کند.
آقای موسوی من به شما رای میدهم چون نمیخواهم رئیس جمهور مملکتی که در آن زندگی میکنم ، دنیا به باد تمسخر و استهزا بگیرد. چون میخواهم رئیس جمهور مملکت من را در همه کشورها راه دهند و از او به گرمی و آنچنان که در شأن او و ملتی که به نمایندگی از آنها رفته استقبال شود. نمیخواهم رئیس جمهور مرا فقط به بولیوی و بورکینافاسو راه دهند. چون نمیخواهم مدام رئیس جمهورم بپرد تو بغل یک مارکسیست و افتخار کند. چون نمیخواهم رئیسجمهورم برود و در این کشورها سرمایهگذاریهایی با صد در صد ریسک انجام دهد تا مبادا همین اندکها هم به او پشت کنند. چون نمیخواهم رئیس جمهور مملکت من برای همه شاخ و شانه بکشید و هزینهاش را هم من و دیگران بپردازیم.
من با افتخار به شما رای میدهم چون میخواهم رئیس جمهور مملکت من غیر از فحاشی و هتک حرمت و تهمت و افترا و پروندهسازی برای این و آن، کارهای دیگری هم بلد باشد. به شما رای میدهم چرا که پیروزی شما پیروزی خودتان است و مثلا به کروبی هم رای نمیدهم که با پیروزیاش احساس کنم بیست نفر با سلایق و احزاب گوناگون پیروز شدهاند. چرا که چون عباس عبدیای زبان گویای شما نیست و بیستتا کارشناس رنگارنگ دور و برتان را پر نکردهاند که مدام برنامهها و انگیزههای شما را برای مردم توضیح دهند ـ هر چند همانها هم در این شرایط هریک برای خود غنیمتی هستند ستودنی و بیبدیل ـ اما من میخواهم که خودتان از خودتان دفاع کنید و به جای خودتان حرف بزنید. میخواهم رئیس جمهور من لااقل بتواند به یکی دو زبان خارجی تکلم کند نه اینکه همان فارسی را هم از روی برگه کلمه به کلمه بخواند. چون میخواهم کمتر تحریم بشویم. چون میخواهم وزرای کشورم بلد باشند حرف بزنند و به جای انکار و نفی کار دولتهای قبلی و دزدی، طرحهای معقول بدهند و نترسند که کمتر در این معاملات سود کنند.
من به شما رای میدهم چون خیلی " منم چنین و منم چنان" نمیکنید. خودتان هستید و دروغ نمیگوئید. وعده سر خرمن نمیدهد و با په عرصه نهادهاید ولو اینکه لولوی سر خرمن مملکت با شما مخالف باشد. من به شما رای میدهم چرا که چون زهرا رهنورد- ی را در کنار خود دارید و با افتخار دست او را میگیرید و با همه جا با احترام و عزت از او یاد میشود. چون خاطرههای خوبی از او که زمانی تنها رئیس زن یکی از دانشگاههای ایران بود، دارم. راستی من از دوران شما و جنگ و بحران آندوران هم خاطرهها دارم. اما هیچکدام به سختی روزهای این چهار سال نبودند. جنگ بود. پدرم یکجا بیشتر کار نمیکرد ولی خانواده ششنفریاش زندگی خوبی داشتند. به شما رای میدهم چون نمیخواهم همسرم از درس و همهچیزش بزند و هفت هشت جا کار کند ولی بازهم چرخ این زندگی دو نفره بلنگد.
من به شما رای میدهم چون میخواهم تمام سخنرانیها و صحبتهایتان را دنبال کنم و بهجای عوضکردن کانال یا حرصخوردن و یا خندیدن، با افتخار و شوق بنشینم پای تلویزیون و به چهرهاتان نگاه کنم. به شما رای میدهم چون نمیخواهم رئیسجمهورم مدام به شعور من ودیگر مخاطبان توهین کند و ما را هیچ انگارد. چون نمیخواهم یوتیوب از سوتیها و مزخرف پراکنیهای رئیسجمهور مملکت من پر باشد . چون نمیخواهم یکآدم کوچک و کمخرد باز هم مرا کوچک کند. چون نمیخواهم سیاست رئیسجمهور من این باشد که مردم را به گشتارشاد و سیر کردن شکم خود مشغول کند تا حواسشان بهگندهای مکرر او در سطح ملی و بین المللی نباشد. چون نمیخواهم رئیس جمهورم را سازمانها و مجامع بین المللی "هو" کنند و در مقابل دروغها و حرفهای بیسروته و انکارش به او بخندند.
آقای میر حسین موسوی من میخواهم به شما رای بدهم چون میخواهم مردم با عزت و غرور نامتان را بر زبان برانند یعنی همان میرحسین را بگویند نه اینکه فحش دهند و یا نامش را مرادف با چندش و کریه و ... بدانند.
من به شما رای میدهم چون هنر و فرهنگ را میفهمید. چون میخواهم طویلتر شدن لیست سیاه کارگردانان نه تنها دغدغه شما نباشد بلکه آنها را با سینما آشتی دهید. چون میخواهم بسیاری از نویسندهها و شاعران و هنرمندان احساس امنیت و آرامش کنند و فعالیت کنند.
من با سربلندی تمام به شما رای میدهم چون از شما انتظار معجزه ندارم. چون انتظار ندارم که یکشبه ایران را گلستان کنید. چون میدانم که چندی بعد خود را معجزه قرن نخواهید نامید و همه کارهایتان را مقدس مابانه و به دور از اشتباه جلوه نخواهید داد. چون جوگیر نمیشوید و توهم هاله نور شما را بر نمیدارد. چون مطوئنم که با دیدن عملکرد و کارهایتان از رایم بر نخواهم گشت و پشیمان نخواهم شد. چون دروغ نمیگویید.
من به شما رای میدهم چون میخواهم به کسی رای بدهم که بتواند مدیریت کند و عدم مدیریتش را با لبخندهای پیامبرگونه و مصاحبه با آدمهای دفترش پوشش ندهد. اگر جائی اشتباه کرد، از ملت عذر خواهی کند نه اینکه با پرروئی و بربریت بیشتر پاچه همه را بگیرد. میخواهم برای کارهایش دلیل منطقی بیاورد و با عقل و مشورت با متخصصان برنامهریزی کند و تصمیم بگیرد نه اینکه متوسل به وهم و خرافه و ماورا شود و خود را نظر کرده و موجه جلوه دهد. عدم فعالیت تولیدیاش را با افتتاح یک ورزشگاه محلی و سفرهای استانیاش لاپوشانی نکند. میخواهم رئیس جمهورم با خودیها و بزرگان این مملکت مشکلی نداشته باشد. از خودشان باشد و خود را تافته جدا بافته نداند. در بازی بزرگان راهش دهند و او را حساب کنند. از مدح اطرافیان و خودیهای خودش تا اینحد غره و جوگیر نشود. ولی ما را هم ببیند. ببیند که ما هم زنده ایم و داریم در مملکتی که دوستش داریم زندگی میکنیم و نفس میکشیم و حق زندگی کردن و نفس کشیدن به ما هم بدهد.
من به شما رای میدهم چون نمیخواهم رئیسجمهورم تا اینحد دروغ بگوید و توهم برش دارد که اگر با اعداد و ارقام بازی کند و تعریف بسیاری از چیزها را عوض کرد و با نیرنگ و فریب آمار تغییر کرد، پس کاری کرده است کارستان و حواساش به دور و اطراف که ما داریم خورد میشویم نباشد.
من بهشما رای میدهم چون میخواهم فرزندم در این کشور پا به دنیا بگذارد. چون میخواهم در این کشور بمانم و نفس بکشم و کار کنم و راحت باشم. چون میخواهم احساس امنیت داشتهباشم. نمیخواهم هر شب از ترس تحریم و فلاکت بیشتر خوابم نبرد. چون نمیخواهم از آینده خودم و فرزندم بترسم و بلرزم. میخواهم نترسم از تغلب در انتخابات.
من به شما رای میدهم چون می دانم که با رئیسجمهور شدن شما لااقل به نیمی از اینها میرسم. لااقل دیگر کمتر کسی از کشور فرار میکند. میتوانم به آینده امیدوار شوم. میتوانم با کابوس جنگ و تحریم نخوابم. میتوانم با افتخار نامت را بر زبان برانم و از تمسخر و تحقیر نترسم. بدانم که رئیسجمهورم دارد از روی تعقل و تفکر کارها را پیش میبرد نه از روی جهت باد و صرفا برای گرفتن حال این و آن و یا از روی بلاهت وحماقت و تکبر و تبختر. میخواهم خیالم راحت باشد که اگر رئیسجمهورم به شهری و استانی سفر کرد مردم به خاطر خودش به استقبالش بیایند نه از ترس رئیس اداره و اجبار و بههوای تشویق و تطمیع و سیبزمین و جیره ارزاق و ... باشد. میخواهم رئیسجمهورم را همه دوست داشته باشند و او هم همه را به یک چشم ببیند و دوست بدارد. من به شما رای میدهم چون امیدوارم چهار سال دیگر تمام بدبختیها و مصائب من در چند جمله خلاصه شوند و یا نهایتا یکی دو برگه بیشتر نشوند، نه اینکه بشود از آنها چندین مجلد و دفتر سیاه کرد.
من یک رای بیشتر ندارم که آن هم متعلق به شماست و هر روز هم ایمانم به شما بیشتر میشود و این یک برگه رای نهایت بضاعت من است.